بروز شده در : جمعه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۵:۴۵ بعد از ظهرچهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۶ ساعت ۲:۴۸ بعد از ظهر

کتابخانه

از مروارید تا نفت

از مروارید تا نفت
نویسنده :رضا طاهری
ناشر : نشر نخستین
تاریخ انتشار : 1388
قطع : رقعی
تعداد صفحات : 502

در کتاب «از مروارید تا نفت/ تاریخ خلیج فارس از بندر سیراف تا کنگان و عسلویه» خلاصه‏ وار تاریخ ایران و خلیج‌فارس بررسی می‏شود

چکیده

در کتاب «از مروارید تا نفت/ تاریخ خلیج فارس از بندر سیراف تا کنگان و عسلویه» خلاصه‏ وار تاریخ ایران و خلیج‌فارس بررسی می‏شود و آن‏گاه به‏ صورت جزیی‌تر به تاریخ سواحل خلیج‌فارس (واقع در جنوب شرق استان بوشهر و در حد فاصل کوه‏های زاگرس تا دریای خلیج‌فارس که دیر و کنگان تا پارسیان را فرامی‏گیرد) پرداخته‏ می‏شود. موضوعات این کتاب در سه‏ بخش تنظیم شده‏است: بخش‌اول تمدن سیراف تا دوران زوال است که به ناگزیر نویسنده خلاصه‌ای از وضعیت دریای‌فارس را به آن افزوده‏ است و نگاهی نیز به دیگر بندرها و شهرهای خلیج فارس دارد. بخش‌دوم که حدود۴۰درصد حجم کتاب می‏باشد به تاریخ کنگان پس از دوران ویرانی سیراف و از دوران‏ صفویه تا معاصر اختصاص داده‏ شده‏است. این کتاب معرفی بنادر و سواحل جنوبی خلیج‏ فارس، پسکرانه‎‌ی خلیج ‏فارس و وضعیت تاریخی ایران در هر دوره را به صورت تحلیلی ارایه داده‎است؛ علاوه بر این دوبخش، کارنامه‌ی نفت ایران، کارنامه‌ی گاز در منطقه‏ ویژه اقتصادی انرژی پارس، کارنامه‌ی مروارید، معرفی شناورهای چوبی دریایی ایران، از بازرگانی تا سلطه‏ گری کشورهای اروپایی در خلیج‏ فارس، خانوده‏ های عرب مهاجر از سواحل جنوبی به سواحل شمالی خلیج ‏فارس، نگاهی به بندرکنگان و بندر عسلویه در حال حاضر و همسایگان؛ در بخش‌سوم (ضمیمه‏ ها) آمده است.

این کتاب مورد توجه پژوهشگران جغرافیای خلیج فارس و کتاب‌ها و مقالات منتشر شده‌ی جدید در حوزه‌ی تاریخ و جغرافیای خلیج فارس قرا گرفته است و  در سایت‌های معتبر (مانند دایره المعارف اسلامی و پژوشکده تاریخ) جز منابع تاریخ و جغرافیای خلیج فارس معرفی شده است. همچنین این کتاب به عنوان کتاب‌های برگزیده کشوری در نمایشگاه بین المللی فرانکفورت سال ۹۳ شرکت کرده است. از مروارید تا نفت در سال ۹۳ به چاپ سوم رسیده است.

رضا طاهری در مقدمه‌ی این کتاب می‌نویسد: «می‌گویند: در بندری کوچک و قدیمی دختری همیشه در حال گریه‏ کردن بود.  اشک‏‌های دخترک تبدیل به مروارید می‏‌شد. مردم با جمع‏‌آوری دانه‌‏های مروارید و فروش آن زندگی می‏‌کردند. آن بندر در سالیان کوتاهی یکی از بندرهای بزرگ و آبادان جهان شد. مردم شاد و خندان زندگی می‏ کردند، اما دخترک همیشه گریه می‏‌کرد و کسی نمی‌دانست چرا؟»