بروز شده در : جمعه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۵:۴۵ بعد از ظهرچهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۶ ساعت ۲:۴۸ بعد از ظهر

کتابخانه

این آدم‌خوشحالا این‌جا چه کار می‌کنند

این آدم‌خوشحالا این‌جا چه کار می‌کنند
نویسنده :رضا طاهری
ناشر : نشر نخستین
تاریخ انتشار : 81
قطع : رقعی
تعداد صفحات : 72

این کتاب مجموعه‌ای از نمایش نامه‌های است که رضا طاهری در سال ۸۱  در تیراژ ۲۲۰۰ نسخه منتشر کرده است و شامل نمایش‌نامه‌ی زیباترین غریق با ۷ بازیگر و نمایش‌نامه‌ی پی‌نوکیو با ۵ بازیگر و نمایشنامه‌ی گاریچی که تک بازیگر است می‌باشد. در ذیل بخشی کوتاهی از نمایش‌نامه گاریچی را که نوشته‌ای مدرن با بهره‌وری از ویژگی‌های نقالی ایرانی است می‌خوانیم:

چکیده

 

«: هی بارون….با…رون….ببار بارون. باران می بارد. زمین سبز می‏شود. تهمت از دامان سیاوش پاک می‏گردد.

: تو در گندم زاران می چرخی. می‏ایستی، می‌ایستی مثل یک مترسک که می‏ایستد. آهای….کلاغ‌ها را از کشتزار بران. بعد گم می‎شوی در لابلای خرمن. گندم‏ها را با دست بشکاف. بگرد. بگرد…

: آعو…..آعو….من می‌شم گرگ.

: گرگی عاشق دختری شد. بی‏قرار هر روز زوزه بر می‎داشت، دخترک سر قرار می‏آمد، از تمام چهار راه‌ها می‏گذشت تا تپه‏ی گرگ، تا پای چشمه، کوزه را لبریز می‏کرد. بر ق چشم‏های گرگ وسعت می‏گرفت. آن‌قدر که کوه‏ها را فرا می‎گرفت که آسمان را فرا می‏گرفت و باران آن‌قدر می‏بارید تا مردمان شهر خبردار شدند. دخترک خشمگین سیم تلفن را کشید. پنجره‏ها را بست قرار معلوم کوچه‎ی ۱۳پلاک چهل و یک دو سه گرگ در لحظه‎ی محتوم وارد شد. خنجر کشیده شد. مردمان شهر در خواب بودند.گرگ زوزه ای برنداشت. خون همه‌ی اتاق‌ها را پوشاند. از پلکان سرازیر شد. ماری زخمی در خیابان به راه اوفتاد. دخترک روی کوزه‏اش عکس ماری کشید. باد خبرچین شایعه کرد پای آن چشمه گنجی بوده است. ماری بزرگ بر آن ساخته. مردی را که عاشق دختری بوده بلعیده. مردمان شهر چاره ساختند. مادران پهلوان زاییدند.»